يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي

22

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى )

و بيست مثقال آب‌ليمو اضافه كنند صرع صرع كه معروف و مشهور است علامتش در جميع اقسام كرانى سروسبزى ركهاى زير زبان است رباعيّه آن را كه قضا علّت صرع انگيزد * بايد كه ز ميوه‌هاى تر پرهيزد از خوردن لحم بز كند قطع نظر * در گردن خود عود صليب آويزد هم در علاج صرع در علاج صرع رباعيّه كارت ز قدر اى كه بصرع انجاميد * رك زن چو علامت دمت گشت بديد در گشت يقين كه خلط ديكر سبب است * خور مسهل آنكه صحّت اين است رسيد سكته سكته كه عبارت از باطل شدن حس و حركت جميع اعضاء است چون از خون باشد علامتش پرى ركها با ساير علامات غلبه خونست رباعيّه هركس كه ز رنج سكته از پاى فتاد * هم حسّ وى و هم حركت رفت بباد كر سرخى چشم و روى بينى او را * دردم بايد رك سر از وى بكشاد علامت آنكه صاحب سكته زنده است يا مرده رباعيّه چون صاحب سكته را نفس بسته شود * ز انكونه كه از حيوة دلخسته شود گر عكس تو هنگام نظر افكندن * در ديدهء او ديده شود زنده شود